پایگاه فرهنگی ،مذهبی شهدای دلفان

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

پایگاه فرهنگی ،مذهبی شهدای دلفان

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

پایگاه فرهنگی ،مذهبی شهدای دلفان

باید یاد حقیقت و خاطره‌ی شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن، زنده نگه داشت.(امام خامنه ای)

  • آلبوم تصاویر شهید علی اصغر فیضی مرادآبادی
  • تصاویر رزمندگان و شهدای هشت سال دفاع مقدس شهرستان دلفان
  • تصاویرانقلابیون دلفانی سال 57
  • دائم الوضوء
  • سی ام آبان ماه سالروز شهادت شهید محمد مرادی گرامیباد
آخرین نظرات

شهید روح الله قاسمی

شنبه, ۳ آبان ۱۳۹۳، ۱۰:۰۱ ب.ظ

شهید روح الله قاسمی دریکم فروردین سال1314، درخانواده‌ای مذهبی در روستای زلیوا از توابع شهرستان دلفان قدم به عرصه هستی گذاشت و در زیر سایه پدری سخت کوش و مادری مهربان رشد کرد.

شهید قاسمی در همان روستای محل تولد خود به کسب وکار مشغول شد و سپس در سن 33 سالگی ازدواج کرد، خداوند به برکت این ازدواج مقدسش به ایشان چهار پسر و چهار دختر عطا کرد.

از خصوصیات بار‌ز اخلاقی شهید بخشندگی و مهربانی بود که هنوز پس ازگذشت سال‌ها ازشهادتش این اخلاق پسندیده وی در یاد‌ها باقی مانده است، به گونه‌ای که اهالی زادگاهش تا نام نیک شهید قاسمی را می‌شنوند کلمه بخشندگی و بخشایش‌گری به ذهن‌شان خطور می‌کند.

بخشندگی‌اش به گونه‌ای بود که بیشتر درآمد خود را در راه خدا به مصرف می‌رساند و در این راه مقدس به اهالی انفاق می‌کرد.

 به گونه‌ای که برای زنان بی‌سرپرست و زنانی که شوهرانشان در شهرهای دیگری مشغول کسب و کار بودند همانند برادر بود و در جهت رفع مشکلات آن‌ها نهایت تلاش خود را انجام می‌داد.

وی برای به زن‌های اهالی که  شوهران‌شان در خارج از استان مشغول کسب و کار بودند اگر نیازمند بودند، مایحتاج ضروری زندگی را مهیا می‌نمود.

شهید روح اله قاسمی با همه مهربان بود با کودکان مهربانتر... وی برای کودکان پدری دلسوز به معنای واقعی بود، ایشان هنگامی که از شهر بر می‌گشتند هیچ گاه دست خالی نبودند و برای کودکان روستا سوغات می‌آوردند.

رفتارش با کودکان به قدری مهربانانه بود که وقتی به شهادت رسید، کودکان خرد سالی که او را می‌شناختند در عزایش گریستند و هنوز هم با گذشت سالها از شهادتش نام نیک او را به ذهن دارند و در محافل مختلف ویژگی‌های برجسته او را نقل می‌کنند.

شهید قاسمی تمام تلاشش این بود در زندگی به شیوه‌ی پیامبر گرامی اسلام(ص) رفتار کند، خوش‌خلق، مهربان و دستی گشاده داشتند، دل بستگی به دنیا نداشت و همه‌ی زرق و بر‌ق‌ها برایش بی‌معنا بود، بی‌معنا بود که دل از دختر تازه متولد شده خود کند و به جبهه رفت.

همچو گل همه بر باد رفته‌اند

هرگز گمان مدار که از یاد رفته‌اند

اینان نه آن گل‌اند که گویی در این بهار

از یاد رفته‌اند چو بر باد رفته‌اند

اینان نه آهویند که گویی دریغ و حیف

در چنگ ظالمانه صیاد رفته‌اند

جای دریغ نیست بر ایشان که این گروه

با عزم آهنین و دل شاد رفته‌اند

 شهید روح اله قاسمی عضو بسیج شد و بعد از طی کردن آموزش‌های لازم، در جبهه‌های حق علیه باطل با دشمن بعثی ‌جنگید، ایشان بعد از عملیات جزیره مجنون به شهرستان بوکان از توابع استان کردستان رفت و در آنجا با وطن فروشان منافق به مبارزه پرداخت.

بال و پر شهید را می‌بوسم

پا تا به سر شهید را می‌بوسم

دستم نرسد اگر به دامان شهید

دست پدر شهید را می‌بوسم

این شهید عزیز هفتم مهرماه سال 1366، در بوکان توسط نیروهای منافق کومله بر اثر اصابت گلوله به پیشانی، شربت گوارای شهادت را نوشید و به خیل دوستان شهیدش پیوست.

 مزار این شهید بزرگوار واقع در بهشت‌ زهرای روستای محل زادگاهش است

روحش شاد و یادش گرامی

منبع:

http://khadigehbodag.blogfa.com







نظرات (۲۳)

  • امید اسماعیلی
  • من این شهید والامقام رو قسمت نشده ببینم.ولی طوری که از پدرم شنیده م،این شهید بسیار مهربان دلسوز فداکار،وبا تمام اهالی روستا ازکوچک تا بزرگ مهربان و خوش زبان بودند.وهرآنچه که داشته است بین کودکان ودوستان خود تقسیم میکرد.
    روحشان شاد ویادشان گرامی
    امیداسماعیلی
  • آقامراد حسین طلایی خواهرزاده شهید
  • باسلام.بنده در سال 63-64 در سالهایی که اوج جنگ تحمیلی بودبا خانواده به روستای زلیوا پناه بردیم و در آنجا بود که از نزدیک با رفتا و خصوصیات دایی شهیدم بیشتر آشنا شدم.تمام آنچه دوستان از خصوصیات شهیدگفتند به جا و برای بنده قابل لمس بود.اما یک مورد که بسیار برای من خاطره شده و هروقت یادم می آید اشک از چشمانم جاری میشود این بودکه ایشان در یکی از  شبهایی  که پس از مرخصی می خواستند به جبهه برگردند نیمه های شب بود که صدایی مرا بیدار کرد چشمانم را که باز کردم دایی مهربان و دلسوزم را در تاریکی شب دیدم که یک به یک فرزندانش را می بوسید و با آنها وداع می کرد و پتوی آنها را به سرشان میکشید.با دیدن این صحنه من که کودکی 8-9 ساله بودم حس غریبی بهم دست داد و بیصدا تا صبح گریه کردم.روحش شاد
  • مصیب زارعی
  • درود بر شرف بزرگ مردان شهید مخصوصا شهید قاسمی افتخار روستای زلیوا.😘😘😘😘
  • مصیب زارعی
  • درود بر شرف بزرگ مردان شهید مخصوصا شهید قاسمی افتخار روستای زلیوا.😘😘😘😘
  • علی رضا رضایبان زلیوا
  • خاک زلبوابایدبه خودببالدکه انوارقدسیه خداوندبرآن تابیده است و مگرانوارقدسیه خداوندکسی غیرازشهید قاسمی است
  • رضا قاسمیان
  • زنده نگه داشتن نام شهدا کمتر از شهادت نیست 
  • داریوش رضائیان زلیوا
  • دورد هر دو عالم بر شرف و مردانگیشان چرا که بخاطر تعصب ب خاک و وطنش از جان و خانواده خود گذشتند تا امنیت و آسایش را برای ما ب ارمغان آورند.،تا ب ابد ما مدیون شهید روح الله هایی هستیم ک با غیرتشان آزادی را برای ما آوردند امیدوارم که لایق این گذشت و فداکاری رو داشته باشیم ،خاک پاتم بزرگوار .
  • اشرف زمانی زلیوا
  • شهید روح الله قاسمی. ..هرچه داریم... آرامشی که اکنون داریم راازفداکاری وشهامت شما عزیزان داریم..روحت شاد ویادت گرامی 


  • اشرف زمانی زلیوا
  • شهید روح الله قاسمی. .....هرچه داریم... آرامشی که اکنون داریم رااز فداکاری و شهامت شما عزیزان داریم روحت شادویادت گرامی.   



     

    یک دختر و آرزوی لبخند که نیست

    یک مرد پر از کوه دماوند که نیست

    یک مادر گریان که به دختر می گفت

    بابای تو زنده است... و هر چند که نیست.

    روز مرد و پدر بر همه شهدا مبارک!


  • احمد فرجی زلیوا
  • او که چون افتاب بی دریغ نور می افشاندو محبت را درسفره ای ساده قسمت می کرد همیشه جاوید نام اش که در دفتر عشق جاودانه است
  • احمد تیموری
  • معاش اهل مروت بدین نسق بوده است/که جان خود به مروت نثارمی کردند
  • فاطمه رحیمی
  • بسم تعالی
    باعرض سلام وخسته نباشیدخدمت تمامی کسانی که درجمع اوری این وبلاگ مشتاقانه زحمت کشیدند.
    من فاطمه رحیمی خواهرزاده ان شهیدبزرگوارهستم .شایداگه بخوام در مورد فضایل اخلاقی وکراماتی که ازدایی مهربانم شنیده ام بنویسم فضاکافی نباشه هرچندهمه دوستان اشار ه هایی کرده اند .
    پس بگذار بگویم .......................
    هر دم .....هرساعت... وهردقیقه.... و ثانیه ای.... که از شب و روزم میگذرد نمیدانم چه بگویم که گویای وصفت باشد پس بگذار لب باز کنم و ان کلمه ای را که ساعت ها درقلبم گنجانده ام بگویم دایی جان دوستت دارم
    کجایی ....بی تو همه جا دور است .....
    هرچند که تو درقلب تاریخ و مردمانش جاودانه ای .......
    مردان خدا پرده پندار دریدند  یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند                            هردست که دادند از ان دست گرفتند  هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
  • داوود عزیزی
  • شهید روح اله پدر تمام کودکان بود. این شهید بسیار عزیز و مهربان و باسخاوت بود. روح اله محرم راز همه .مشگل گشا و خوش اخلاق بود. همیشه سعی میکرد دست  نیازمندان را بگیرد. روح اله واقعا هرچه درباره اش بگویم کم گفته ام. جایش واقعا بهشت است. روحش شاد و یادش گرامی باد
  • اتنا قاسمی
  • بابا بزرگ دوست دارم. دلم برات تنگ شده.....
  • فروزان فتحی
  • سلام بر پدرانی که در زندگی مرد بودند ومردانه هم شهید شدند. شهید روح اله واقعاجوانمرد بود.من هر چند او را ندیده ام.او قصه