پایگاه فرهنگی ،مذهبی شهدای دلفان

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

پایگاه فرهنگی ،مذهبی شهدای دلفان

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

پایگاه فرهنگی ،مذهبی شهدای دلفان

باید یاد حقیقت و خاطره‌ی شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن، زنده نگه داشت.(امام خامنه ای)

  • تصاویر رزمندگان و شهدای گردان حمزه شهرستان دلفان
  • تصاویرانقلابیون دلفانی سال 57
  • دائم الوضوء
  • سی ام آبان ماه سالروز شهادت شهید محمد مرادی گرامیباد
  • تصاویر شهدای دلفان(2)
آخرین نظرات

زندگی نامه شهید

شهید محمد مرادی به سال 1344 در   روستای قمش دهستان اتیوند از توابع   شهرستان نورآباد در خانواده ای مذهبی و متدین دیده به حیات گشود. پدرش بارها آرزو کرده بود که اگر خداوند فرزندی به وی عطا فرماید نام مقدس و پاک محمد را بر او بگذارد . خداوند متعال آرزویش را برآورده کرد ، پسری به او عطا نمود ، طبق همان آرزوی دیرینه اش نام پرآوازه و افتخار آفرین محمد را بر او نهاد. محمد دوران کودکی را در میان بچه های پاک و بی آلایش روستا گذارنید . بعد از چند سال خانواده ی محمد به نورآباد مهاجرت کردند .بس از دوران کودکی، محمد برای رفتن به مدرسه و آموختن علم و ادب علاقه شدیدی داشت و خود را برای این مهم آماده می کرد . در دوران ابتدایی محمد دانش آموزی فوق العاده با استعداد بود ، دوران ابتدایی را با موفقیت به پایان رسانید و وارد دوران راهنمایی شد ، سال اول راهنمایی مصادف بود با اوج انقلاب اسلامی و تظاهرات میلیونی ملت مسلمان ایران بر علیه رژیم منحوس پهلوی

.

 شهید محمد مرادی با آنکه هنوز سنش اقتضا نمی کرد چونکه در خانواده ای مذهبی تربیت یافته بود در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد و بعضی از دوستان تعریف می کردند که در دوران انقلاب و در آن زمان ایشان از امام حرف می زد .

 به علت عشق و علاقه وافری که به انقلاب و پاسداری از دستاورد های آن داشت در فعالیت های بسیج شرکت می کرد ، بعد از چندی به علت تقوا و صداقتی که از ایشان سراغ داشتند وی را بعنوان فرمانده پایگاه مقاومت شهید مرادی انتخاب کردند ، به مدت دو سال در این سمت باقی ماند، در کنار آن از تحصیل غافل نبود ، سال دوم و سوم راهنمایی را با موفقیت گذراند در سال 1361 عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید ، در یکی از گردانهای رزمی لشگر 7 ولیعصر(عج) بعنوان تخریب چی انجام وظیفه می نمود ، در عملیات والفجر مقدماتی حضور فعالی داشت ، به گفته یکی همرزمانش چنان از روحیه بالایی برخوردار بود که قابل توصیف نیست . بالاخره در سال 1363 بعلت عشق و علاقه وافری که به سپاه داشت لباس مقدس پاسداری را بر تن کرد تا بهتر بتواند از دستاوردهای انقلاب اسلامی پاسداری و حراست نماید ، بعد از مدتی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نورآباد به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام گردید ، در حدود 18 در واحد اطلاعات عملیات انجام وظیفه نمود ، در عملیات خیبر همراه سایر همرزمان شرکت داشت ، در این مدت با کمال صداقت و با ایمان و عشق علاقه خاصی که داشت خدمت می کرد و بارها مورد تشویق مسئولان قرار گرفت ،  در سال 1365 جهت گذراندن دوره مربی گری از طرف سپاه پاسداران به خرم آباد اعزام و موفق به کسب گواهینامه پایان دوره مربی گری شدند و بالاخره در اردیبهشت ماه 1366 مجددا به جبهه اعزام و در گردان حمزه سید شهدا به سمت فرماندهی گروهان کربلا انتخاب شدند. شهید در امر ورزش بسیار فعال بودند بطوری که همواره یکی از ورزشکاران نمونه شهرستان بودند ، در تیم های منتخب نوجوانان و جوانان و منتخب بزرگسالان بارها انتخاب شده و مسابقات داخلی و مسابقات در سطح استان اعزام می گردیدند. وی در ورزش نیز با اخلاق نیکو و حسنه بودند ، در بین سایرین همانند یک الگو بودند. ایشان به هنگام کار از فعالیت ها ، مراسمات مذهبی و همچنین نماز جمعه و راهپیماییها غافل نبودند. در راهپیماییها مردم را ترغیب به شرکت می کرد ، در کلاسهای قرآن و آموزش نظامی شرکت داشتند. در وظائف دینی دقیق بود. برای مسائل شرعی اهمیت قائل بود ، نسبت به مسلمانان واقعی و پیرو خط امام، رئوف و مهربان . بیشتر اوقات فراغت خود را صرف مطالعه می کرد و نبست به درست اجرا کردن اوامری که مسئولین به ایشان محول کرده بودند خیلی حساس بود .ایشان نمونه یک مسلمان واقعی بود . ایشان تقریبا شش ماه در گردان حمزه سید الشهدا بودند تا اینکه عملیات نصر 8 فرا رسید و گردان حمزه سیدالشهدا یکی از گردانهای پیروز لشگر 57 حضرت ابوالفضل العباس لرستان بود در این عملیات شرکت داشت. به نقل از همرزمان شهید ایشان از چند روز قبل از شروع عملیات برای این ساعت لحظه شماری می کرد. بالاخره در تاریخ شب 28 آبان ماه سال 1366 عملیات آغاز می شود این شهید برزگوار به تنهایی از میدان مین گذشته و بعداً عده ای از برادران به او ملحق می شوند و به تنهایی منطقه ای را که به گروهان کربلا محول شده با کمک عده ای از برادران پاکسازی می کند و بعد نیروی تحت امر خود را در آنجا مستقر می کند . نیروهای بعثی که از محل استقرار گروهان ایشان مطلع می شوند آنجا را به توپ و خمپاره می بندند که سرانجام این شهید راه خدا به همراه بسیاری از همرزمانش در همان گلوله بارانها با بدنی غرقه به خون به ملاقات خدا می روند. روحش شاد و یادش گرامیباد  

کلیپ مجوعه تصاویر شهید محمد مرادی

نظرات (۲)

مطلب جهت انتشاردرسایتی کپی شد مویدباشید
خدابه شمااجربده اشک ما رادرآوردی 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی