پایگاه فرهنگی ،مذهبی شهدای دلفان

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

پایگاه فرهنگی ،مذهبی شهدای دلفان

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

پایگاه فرهنگی ،مذهبی شهدای دلفان

باید یاد حقیقت و خاطره‌ی شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن، زنده نگه داشت.(امام خامنه ای)

  • تصاویر رزمندگان و شهدای گردان حمزه شهرستان دلفان
  • تصاویرانقلابیون دلفانی سال 57
  • دائم الوضوء
  • سی ام آبان ماه سالروز شهادت شهید محمد مرادی گرامیباد
  • تصاویر شهدای دلفان(2)
آخرین نظرات

۴۱ مطلب با موضوع «خاطرات» ثبت شده است

 

   

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید حبیب اله احمدی، اودر روزهای اغازین جنگ مدتی را درمناطق عملیاتی بود، اما پس از حادثه ناگوار فوت زنده یاد سید ابوالحسن موسوی که مسئولیت اموزش وسازماندهی نیروهای بسیجی در شهر نوراباد را برعهده داشت، تنها کسی که توانست ان خلائ را پر کند ،شهید احمدی بود،

شهید میر نازار خندان در سال 1338 در روستای عبدالحسینی بخش خاوه نورآباد دلفان به دنیا آمد.در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت در هفدهم شهریور 1357 معروف به جمعه سیاه  در هنگام تظاهرات بر علیه رژیم منحوس پهلوی بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر به مقام شهادت نائل آمد  

عضویت در کانال تلگرامی شهدای دلفان

در شب عملیات مرحله اول بیت المقدس که در منطقه فکه انجام گرفت هر یک از رزمندگان یک قمقمه آب با خود همراه داشتند ولی شهید هاشم مرادی دوعدد قمقمه به همراه داشت و از ایشان که پرسیدیم گفتند: یک قمقمه برای نوشیدن ویک قمقمه برای وضو گرفتن .متوجه شدم ایشان دائم الوضوء هستند.

« راوی حاج علی محمد نظری »

جهت عضویت در کانال تلگرامی شهدای دلفان کلیک کنید

هربار که از ماموریت جبهه بر می گشت در میان دوستان و اقوام فریاد می زد واقعاٌ برای ما ننگ است که در خانه هایمان راحت بنشینیم و آمریکای جنایتکار رژیم بعث عراق را وادار به حمله به جمهوری اسلامی ایران نماید و دین و شرف و حیثیت و ناموس ما را مورد تجاوز قرار دهند.

راوی : همرزمان شهیدمحمد مهدی موموندی

این کتاب با رویکرد بر چند خاطره از خاطرات شهید والامقام عزیز قاسمیان در قالب داستان توسط سرکار خانم فریده شادابی برای گروه سنی ج منتشر گردیده است                              دریافت
حجم: 812 کیلوبایت

شهید محمد مرادی در جواب این سوال که چرا درس را رها کرده  و به سپاه پیوسته اید می گفتند: جبهه خود یک دانشگاه است، دانشگاه جبهه درس هایی به من آموخته که در بهترین دانشگاههای جهان نمی توانستم آنها را فرا گیرم

منبع:کتاب خاکریز خاطره ها

ترس از قیامت "خوفامن العقاب" وعشق به معبود ، چنان تقوایی در وی به  وجود آورده بود

 " فهم والنار کمن قد راها وهم فیها معذ بون "  که در گرمای سوزان تابستان ، پای برهنه وزبان روزه به امر کشاورزی می پرداخت ودرجواب اطرافیان می فرمود به یاد روز قیامت "اتعب نفسه للاخره" برای آخرت خود را به زحمت می اندازد ، به راستی که " آسایش آخرت رابا رنج دنیا وسیراب شدن آنجا را با تحمل تشنگی دنیا بدست آوردند "

به نقل از دوستان شهید نجف جابری


شهید حسن رضا حقی یکی از نیرو های بسیار فعالی بود که هر وقت در خواست اعزام به جبهه میداد بنده موافقت نمیکردم تا اینکه یک بار خیلی اسرار داشت و من چون می خواستم او را منصرف کنم یک شرط سخت برای ایشان گذاشتم که باید یک گروهان نیرو جمع کنی تا اجازه اعزام بدهم، سه روز نگذشت که ۳۵۰ نفر نیروی آماده اعزام را به سپاه آورد و شرطی که برایش گذاشتم را محقق کرد، روز اعزام با همسرش خداحافظی کرد اما با پسرش خداحافظی نکرد و پس از اینکه دستی روی سر پسرش کشید گفت: من بعداً با پسرم خداحاقظی می کنم ، گذشت تا اینکه خبر شهادت شهید حقی را به ما دادند اما جنازه ایشان مفقود بود، ولی همیشه می گفتم شهید حقی به بچه اش قول خداحافظی داده و حتماً بر می گردد، گذشت تا اینکه بعد از ۱۲ سال جنازه ایشان برگشت و ازدرب منزل پس از خداحافظی از پسرش در کنار دیگر شهدا به خاک سپرده شد.

راوی :سردار نصرت اله سیف

 برگرفته از    سایت سلام دلفان

از شهدایی که بنده در اکثر سخنرانی هایی که در شهرهای دیگر به بیان خاطراتی از ایشان می پردازم شهید هاشم مرادی است، شهیدی که سابقه آشنایی من با ایشان به قبل از انقلاب بر می گردد و در خانواده ای مذهبی زندگی می کرد و پدر بزرگوارشان کاسب بود و یک مغازه داشت و بعضی اوقات که شهید هاشم مغازه بود پس از فروش اجناس خمس آن را کنار می گذاشت و پرداخت می کرد و از همان دوران نوجوانی انسانی با ایمان و با اخلاص بود و بنده همیشه ارادت خاصی نسبت شهید مرادی داشتم و معمولا پشت سر ایشان نماز میخواندم، تا اینکه در زمان جنگ همیشه یک سئوال ذهنم را مشغول کرده بود که چرا ایشان وقت نماز لباس های نظامی اش را عوض می کند و با لباس شخصی نماز می خواند؟ خیلی به ایشان اسرار میکردم که دلیل این کار را توضیح دهد و پس از اسرار من جواب این کار را اینگونه توضیح داد و گفت: «این لباس ها لباسی است که سپاه از پول بیت المال برای ما خریداری کرده و لباس خدمت است اما نماز یک امر شخصی است

راوی :سردار نصرت الله سیف

منبع :سلام دلفان

این کتاب مروری است بر زندگی نامه ،وصیت نامه وخاطرات شهدای روستای گاوکش است که آقایان تیموری وقاسمیان آنرا گرد آوری نموده اند


دریافت فایل
حجم: 1.81 مگابایت